محمد باقر ملكيان

79

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

مُسْلِمُونَ « 1 » و نيز فرموده : أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ ، قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ ، وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ ، إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ ، وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ « 2 » . اين دو آيه مكى هستند ، و در آنها به نظم و بلاغت قرآن تحدى شده ، چون تنها بهره‌اى كه عرب آن روز از علم و فرهنگ داشت - و حقا هم متخصص در آن بود - همين مسأله سخندانى ، و بلاغت بود ، چه ، تاريخ ، هيچ ترديدى نكرده ، در اين‌كه عرب خالص آن روز ، در بلاغت به حدى رسيده بود ، كه تاريخ چنان بلاغتى را از هيچ قوم و ملتى ، قبل از ايشان و بعد از ايشان ، و حتى از اقوامى كه بر آنان آقايى و حكومت مىكردند ، سراغ نداده ، و در اين فن به حدى پيش رفته بودند ، كه پاى احدى از اقوام بدان‌جا نرسيده بود ، و هيچ قوم و ملتى كمال بيان و جزالت نظم ، و وفاء لفظ ، و رعايت مقام ، و سهولت منطق ايشان را نداشت . از سوى ديگر قرآن كريم ، عرب متعصب و غيرتى را به شديدترين و تكان دهنده‌ترين بيان تحدى كرده ، با اين‌كه همه مىدانيم عرب آن‌قدر غيرتى و متعصب است ، كه به هيچ وجه حاضر نيست براى كسى و در برابر كار كسى خضوع كند ، و احدى در اين مطلب ترديد ندارد . و نيز از سويى ديگر ، اين تحدى قرآن يك‌بار ، و دو بار نبوده ، كه عرب آن را فراموش كند ، بلكه در مدتى طولانى انجام شد ، و در اين مدت عرب آن چنانى ، براى تسكين حميت و غيرت خود نتوانست هيچ كارى صورت دهد ،

--> ( 1 ) . سوره هود : 14 . ( 2 ) . سوره يونس : 39 .